چهارشنبه سوریه 92...
سلام دردونه من
خوبی عشقم؟
امروز چهارشنبه سوری بود و ما به جابون خونه حاج خانم دعوت بودیم.
به شما که خیلی خوش گذشت چون تا میتونستی بازی و شیطونی کردی.
هوا هم خیلی سرد بودٰایشالله شما مریض نشی چون همش تو باغ شون بازی میکردی.
انقدر قشنگ به باغ میگفتی جابون ولی توی خونه رو قبول نداشتی که جابونه.
آخر شب هم همگی رفتیم و سه تا آتیش بابایا با بابای عرفان درست کردن و همگی از روشون پریدیم.
این اولین باری بود که من از رو آتیش میپریدم و شما هم به خاطر صدای ترقه ها یه کمی ترسیده بودی.
در کل خیلی بهمون خوش گذشت.
خیلی بیشتر از سالهای پیش.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چهارشنبه سوریه 92...
